شنبه نهم آذر 1387 ساعت 17:37
در گذرگاه زمان
خیمه ی شب بازی دهر
با همه تلخی و شیرینی خود میگذرد
عشقها می میرند...رنگها رنگ دگر میگیرند
و فقط خاطره هاست
که چه شیرین و چه تلخ.....دست ناخورده به جا میماند
به نام خالقي كه تنهاست ولي تنهايي را براي مخلوقاتش نمي پسندد
در گذرگاه زمان
خیمه ی شب بازی دهر
با همه تلخی و شیرینی خود میگذرد
عشقها می میرند...رنگها رنگ دگر میگیرند
و فقط خاطره هاست
که چه شیرین و چه تلخ.....دست ناخورده به جا میماند
jootan.tripod